50 راهکار جهت حمایت از کالای داخلی

کارشناسان بالغ بر ۵۰ راهکار برای حمایت از کالای ایرانی بیان کرده اند.

۵۰ راهکار پیشنهادی حمایت از کالای ایرانی به قرار زیر است:

۱. تامین بازار بزرگ مصرف کشور با تولیدات داخلی
۲. استفاده از ظرفیت خالی تولیدات در بخش‌های مسکن، پوشاک و غذا
۳. کاهش واقعی وابستگی بودجه به نفت
۴. توقف واردات مربوط به کالا‌های مصرفی و لوکس
۵. مبارزه با فساد مالی و اقتصادی
۶. الگوبرداری از غربی‌ها در حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت از تولید
۷. اخذ مالیات بر فعالیت‌های غیرتولیدی (نظیر مالیات بر عایدی سرمایه ناشی از معاملات مسکن)
۸. حمایت‌های بیمه‌ها از کسب وکار‌های نوظهور
۹. تمرکز دیپلماسی سیاسی-اقتصادی بر بازار ۴۰۰ میلیونی کشور‌های منطقه
۱۰. افزایش تعرفه‌های وارداتی با هدف مدیریت واردات
۱۱. تشویق عمومی به انتخاب و مصرف کالای داخلی
۱۲. منع خرید کالای خارجی از محل بودجه‌های دولتی
۱۳. کنار نهادن تصور نادرست درباره اینکه اقتصاد‌های غربی از تولید داخل حمایت نمیکنند
۱۴. اتخاذ یک سیاست صنعتی (رشته فعالیت‌های مزیت دار آتی یا راهبردی کشور) مورد اجماع مجلس و دولت
۱۵. کمک به تولیدکنندگان برای بهبود سطح فناوری و کیفیت
۱۶. فراهم کردن محیط کسب و کار کم مانع و کم هزینه
۱۷. تسهیل دیوان سالاری‌ها و مجوز‌ها برای تولیدکنندگان
۱۸. ثبات اقتصاد کلان (تورم، نرخ ارز، نرخ سود و...)
۱۹. حمایت خاص دولت از بنگاه‌های با عملکرد برجسته و بهرهور در رشته فعالیت‌های مزیت دار یا راهبردی
۲۰. وضع معافیت‌های مالیاتی یا دیوار‌های تعرف‌های موقت
۲۱. اعطای یارانه سود تسهیلاتی یا یارانه فروش در نمایشگاه‌های خارجی و اعتبار صادراتی
۲۲. کاهش هزینه نظام فروش و توزیع برای کالا‌های ایرانی
۲۳. ثبات بلندمدت قیمت مواد اولیه موردنیاز تولیدکنندگان
۲۴. رفع مشکلات تأمین مالی، مالیات بر ارزش افزوده، بیمه و تأمین اجتماعی
۲۵. تهیه آسان مواد اولیه مرغوب و تجهیزات مورد نیاز بخش تولید
۲۶. مبارزه جدی با قاچاق کالا‌های ورودی و خروجی
۲۷. جلوگیری از سیل واردات اقلام مشابه ساخت داخل به کشور
۲۸. ثبات قوانین و مقررات اقتصادی
۲۹. توسعه صادرات به بازار کشور‌های منطقه و سایر نقاط جهان
۳۰. دانشبنیان کردن کالا‌های ساخت داخل
۳۱. برابری فرصت‌ها برای تولید داخلی و خارجی
۳۲. تأمین مالی مناسب تولیدکنندگان
۳۳. اصلاح عملکرد سیستم بانکی در جهت هدایت نقدینگی جامعه به سمت بخش‌های مولد
۳۴. تعامل مناسب با اقتصاد‌های دنیا با هدف صادرات کالای غیرنفتی
۳۵. فرهنگسازی در جهت ترغیب مردم به مصرف اجناس داخلی
۳۶. تبلیغات رسان‌های در حمایت از کالای ایرانی
۳۷. جهتدهی تمام سیاست‌های تجاری، پولی، بانکی، ارزی و فرهنگی در راستای تولید ملی
۳۸. ایجاد بسته حمایتی در جهت بستر امن و مناسب تولید
۳۹. توقف تبلیغ برند‌های خارجی در سطح رسانه‌ها و معابر شهری
۴۰. رفع مشکلات مالیاتی گریبانگیر اصناف و واحد‌های تولیدی
۴۱. به حداقل رساندن هزینه تمامشده تولید
۴۲. ارتقای کیفیت، قیمت رقابتی و ارائه خدمات مناسب کالا‌های تولید داخل برای جلب اعتماد مردم
۴۳. تجهیز کارخانجات به فناوری روز دنیا
۴۴. توجه تولیدکنندگان به بحث نوآوری، خلاقیت، بسته بندی مناسب، بازاریابی کارآمد، تبلیغات مؤثر، برندسازی، ارتقای بهره وری
۴۵. تولید کالا‌های رقابت پذیر برای شرایط غیرانحصاری
۴۶. تولید کالا مبتنی بر ذائقه شناسی مصرف کنندگان، نیازسنجی بازار و نگاه به مزیت‌های داخلی
۴۷. کیفیت کالا‌های ایرانی باید برای مصرف کنندگان شوق آفرین باشد
۴۸ مصرف کنندگان در بحث خرید کالای داخلی حساسیت ویژ‌های به خرج دهند.۴۹ مردم برای تحقق شعار سال باید تصور بهتر بودن کالای خارجی را کنار بگذارند
۵۰. خرید و مصرف کالای داخلی، نخریدن کالای قاچاق و کالای خارجی دارای مشابه تولید داخل

معرفی کتاب

کتاب اشکی روان بر امیر کاروان

  • ناشر:دارالکتاب جزایری

  • مولف / مترجم: جعفر شوشتری

  • کتاب اشکی روان بر امیر کاروان ترجمه الخصائص الحسینیه 

    پیشگفتار مترجم؛ مقدمه آیه الله جزایری؛ مختصری از ترجمه ی احوال و آثار حاج شیخ جعفر شوشتری مؤلف کتاب؛ مقدمه ی ویراستار؛ کتابنامه ی خصائص؛ شروح خصائص؛ دیگر کتابهای خصائص؛ یادکردی از مترجم محترم؛ شهرستانی از دیدگاه بزرگان؛ وفات؛ تألیفات گرانبها؛ استدراک از خصائص؛ در ذکر مصائب جانسوز حضرت امام حسین؛ در ذکر خصوصیات امام حسین در عوالم وجود تا انقضاء روز جزاء و مقاصد هفتگانه ی آن؛ در خلقت نور شریف حضرت پیغمبر؛ خصوصیات حضرت بعد از خلقت تا زمان ولادتش؛ در خصوصیت محل آن حضرت بعد از ولادتش؛ خصوصیت محل آن حضرت بعد از شهادت؛ در خصوصیت محلش در عالم بزرخ؛ در خصوصیت محل آن حضرت در روز محشر؛ در خصوصیت محل آن حضرت در بهشت؛ در خصوصیات حمیده و اخلاق پسندیده ی امام حسین؛ صفات شجاعت، عبادت و رعایت حقوق؛ حیاء از صفات بازر حسین؛ رقت قلب حسین بر اهل هموم و غموم؛ مدح حسین در قرآن و حدیث؛ حضرت امام حسین سبب حزن مؤمنین؛ در خصوصیات عبادات آن حضرت در روز عاشورا؛ در خصوصیت صفات و اخلاق و عبادات آن حضرت در روز عاشورا؛ طهارت ظاهری و باطنی آن حضرت در شب عاشورا؛ چهار قسم نماز آن حضرت در روز عاشورا؛ دفن طفل شیرخواره به پنج دلیل؛ زکات بدن و مال در شب و روز عاشورا؛ امتیازهای سیزده گانه جهاد امام حسین با جهاد در اسلام؛ گریه ی حضرت رسول بر حسین؛ گریه بر مصائب اهل بیت از اعظم عبادات است؛ امام حسین جامع صفات متضاد؛ جمع بین دو تکلیف متضاد؛ در خصوص الطاف الهیه نسبت به آن حضرت و اقسام یازده گانه ی آن ؛ در خصوصیت تعبیر از الطاف شریفه؛ در خصوصیت عطیه ی خداوند نسبت به آن حضرت؛ در الطاف خاصه به آن حضرت از تکلمات الهی؛ اعطاء عرش به امام حسین؛ اعطاء بهشت به آن حضرت؛ احترامات خاصه به آن حضرت مقارن با هتک حرمتی که به او شد؛ احترامات خاصه متعلق به طعام آن حضرت؛ احترامات خاصه متعلق به لباس آن حضرت؛ در بیان مظهر لطف خاص ربانی نسبت به آن حضرت؛ در بیان مظهر لطف ربانی نسبت به آن حضرت؛ هدف از آفرینش، عبودیت است؛ انسان غوطه ور در معاصی است؛ امتثال نمودن خطاباتی که مخصوص او بود؛ خطابات به انسان از طرف پروردگار؛ زیارت حسین، مراتب عباد مکرمین و...؛ آرزو نمودن شهادت در رکاب آن حضرت؛ یکی از وسائل حسینیه، گریه بر آن حضرت؛ اجر و مزد عزادارن حسینی...؛ در خصوصیات خشوع و مناجات آن حضرت؛ در خصوصیات خشوع و مناجات آن حضرت؛ در کیفیت رقت و جزع و گریه بر آن حضرت؛ صحف و کتبی که مشتمل بر مرثیه ی آن حضرت است؛ در خواص مجالس گریه بر آن جناب؛ در خواص گریه؛ در فضائل گریه؛ در خواص گریه از حیثیت اجر و ثواب؛ در خواص چشمی که گریه بر حسین کند؛ در خواص اشکی که جاری می شود بر امام مظلوم؛ در خاتمه ی مقاصد سابقه؛ در خصوصیات زیارت آن حضرت و ابواب دوازده گانه ی آن؛ صفات خاصه از برای زوار؛ اجرهای مخصوص برای زوار؛ احکام خاص برای زیارت آن حضرت؛ در شروط و آداب شرعیه ی زیارت؛ آثاری که بر ترک زیارت مترتب است؛ در زیارات مخصوص به اوقات؛ الطاف خداوندی نسبت به زیارت آن حضرت؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به کلام الله مجید و مقاصد پنجگانه ی آن؛ وجودش مانند کلام الله؛ در بیان ثبوت خصائص سوره ی حمد و بسم الله از برای آن حضرت؛ در مجامع صفاتی که متعلق است از قرآن به آن حضرت؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به بیت الله الحرام و مقاصد چهار گانه ی آن؛ بیت الله حقیقی قلب آن حضرت است؛ در خصائص آن جناب که متعلق است به ملائکه؛ متصف بودن آن حضرت از صفات ملائکه؛ عطایای آن حضرت به ملائکه؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به انبیاء عظام؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به انبیاء عظام؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به تمام انبیاء؛ عطایای انبیاء به سبب حسین؛ در خصوصیات آن حضرت نسبت به افضل انبیاء؛ ثبوت فضائل خاتم الانبیاء برای حسین؛ امام حسین در ادب فارسی؛ انگشت و انگشتر؛ عهد الست؛ هوای نینوا؛ بزم عزا؛ یا حجه الله؛ جانسوز ناله ای؛ خاطره ی کربلا؛ چشمه ی خون؛ موج بلا؛ آه آسمان سوز؛ پاورقی

    مولف : آیت الله شیخ جعفر شوشتری

    ناشر : انتشارات دارالکتب جزائری

همخوانی  

بمناسبت فرارسیدن ایام سوگواری  سالار شهیدان اباعبدالله حسین (ع) همخوانی کتاب امام حسین (ع) اینگونه بود مورخه : 97/6/26  راس ساعت  10 صبح برگزار می گردد .

 

معرفی کتاب های موجود عاشورایی

معرفی کتاب های عاشورایی موجود  در کتابخانه پیامبراعظم (ص)

1- امام حسین (ع) این گونه بود نویسنده آیه الله جعفرشوشتری

2- حماسه حسینی نویسنده شهید مطهری

3- فرهنگ عاشورا نویسنده جواد محدثی 

5- 480 داستان فضائل ، مصائب وکرامات حضرت ابالفضل العباس (ع)

و تا بعد

 

معرفی کتاب

امام حسین (ع) اینگونه بود

کتاب امام حسین این گونه بود ترجمه الخصائص الحسینیه

باب اول : منشا درونی خشوع و گریستن بر حسین علیه السلام و دلیل بروز خشوع

بدان که منشا گریه انسان گاهی خود خواسته و با دلیلی روشن است گاهی ناخواسته و مبهم است . گریه خود خواسته انسان دارای دلیل و سبب است و دلایل گریه انسان هشت قسم است .

..............................................................................................

اول : گاهی گریه انسان به دلیل پیوند عمیق خانوادگی است که بزرگترین پیوندهای خانوادگی ، پدر و مادر با فرزندان است و از این روی خداوند حق پدر و مادر را با توحید و یکتا پرستی همراه ساخته و در قرآن این دو حق را در کنار بکدیگر آورده است  :

وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا و پروردگارت حکم کرد که جز  او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید . و این حق پدر و مادر از آن روی است که پدر و مادر سبب پیدایش ظاهری تو هستند . پس اگر حق آنان که سبب پیدایش ظاهری تو هستند چنین بزرگ است پس حق آن کسی که هم سبب پیدایش معنوی تو و هو سبب پیدایش ظاهری تو شده است چگونه است ؟!

پس به راستی که پدر حقیقی انسان پیامبر (ص) و جانشین آن حضرت علی (ع) است و خداوند حکم نمود که به پدران حقیقی خویش احسان کنی و بی گمان ، سوگواری نمودن و گریستن بر حسین (ع) احسان نمودن به پیامبر و جانشین پیامبر ، حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (ع) است . ( صفحه 180 کتاب امام حسین این گونه بود )

 

رابطه قرض دادن و زیارت حسین (ع)

 

خداوند قرض دادن به مومن درمانده را قرض دادن به خداوند ، خوانده است . اگر به زیارت حسین (ع) که پیشوا و امامی درمانده و دور از وطن است و مردم کوفه و شام همه چیز را از او بازداشتند تا جایی که کسی بر پیکر خونینش نزدیک نشد . ( زرین بوک ) انتشارات مشهور استان قم . در حقیقت با زیارت نمودن آن حضرت و نزدیک شدن به آن حضرت به او قرض داده ای و قرض دادن به حسین (ع) بزرگ ترین قرض دادن به خداست و نمی دانم که خداوند چگونه چنین قرض دادن را پاداش خواهد داد و خداوند بخشنده ، چنین کسی را که قرض نیکو داده است به چه مقامی خواهد رساند ؟( صفحه  284 )

 

فریاد خواهی حسین (ع) از لشکر عمر سعد

 

سومین دلیل هفت بار لبیک گفتن بر حسین (ع) این است که آن حضرت هفت بار از دیگران فریاد خواهی کرد و کسی به فریادش نرسید :

فریاد خواهی نخست آن حضرت این بود که از لشکر عمر سعد خواست که زنان و فرزندان و یارانش را سیراب کنند ( و لشکر عمر سعد درخواست آن حضرت را نپذیرفتند )

فریاد خواهی دوم آن حضرت این بود که از لشکر عمر سعد آب خواست تا به زنان و فرزندانش دهد و هنگام درخواست آب ، به دشمنان فرمود : زنان و فرزندان من گناهی نکرده اند - و یا فرمود - زنان و فرزندان من که نمی خواهند با شما بجنگند ( که این گونه آنان را تشنه نگه داشته اید ) این بار نیز لشکر عمر سعد درخواست حسین (ع) را نپذیرفت .

 

فریاد خواهی سوم حسین (ع) این بود که برای کودک شیرخواره اش از لشکر عمر سعد آب خواست و به آنان فرمود : آیا کسی نیست که جرعه ای آب برای این کودک بیاورد . پس از آن که پاسخی نشنید به این راضی شد که کودکش را ببرند و آب بدهند و فرمود : بیایید و این کودک شیرخواره را ببرید و سیراب کنید .

فریاد خواهی چهارم آن حضرت این بود که از لشکر عمر سعد خواست که به خیمه ها و خانواده اش حمله نکنند و آنان را غارت نکنند و ندا بر آورد : ای پیروان خاندان ابوسفیان ! خانواده مرا رها کنید و با من بجنگید .

 

فریاد خواهی پنجم آن حضرت این بود که از لشکر عمر سعد خواست که پیش چشمش خیمه ها و خانواده اش را غارت نکنند و ساعتی به او مهلت دهند و دست از غارت بردارند تا او به شهادت رسد و فرمود : این یک ساعت باقیمانده از عمرم را به من مهلت دهید ( و پیش چشمم ، خانواده ام را غارت نکنید ). ( صفحه 342 کتاب امام حسین اینگونه بود )

مولف : آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری

ناشر : انتشارات آل علی (ع)

.

ماه محرم را تسلیت عرض می نماییم

محرم

ماه محرم ماه عزای خاندان وحی(ع) بر مصیبت امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان است. ماهی است که حزنی ناخواسته پاک‌طینتان عالم را فرا می‌گیرد و باعث می‌شود ناخداگاه بر مصیبت سید و سالار شهیدان اشک بریزند و عزاداری کنند. از این جهت اهل‌بیت(ع) همواره این ماه را ماه اندوه خویش قرار می‌دادند و در این باره توصیه‌هایی را به شیعیان خویش انجام می‌دادند. 

به عنوان نمونه امام رضا علیه‏‎السلام در روایتی فرمودند: «بر کسى چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را مى‏‌زداید.  سپس ادامه دادند: چون ماه محرّم مى‏‌رسید کسى پدرم علیه‌‏السلام را خندان نمى‌‏دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ده روز مى‏‌گذشت، روز دهم روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود و مى‏‌فرمود: این روزى است که حسین علیه‌‏السلام در آن کشته شد؛ فَعَلى مِثلِ الحُسَینِ فَلیَبکِ الباکونَ؛ فإنَّ البُکاءَ علَیهِ یَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ. ثُمَّ قالَ علیه‏السلام: کانَ أبی علیه‏السلام إذا دَخَلَ شَهرُ الُمحَرَّمِ لا یُرى ضاحِکا ، وکانَتِ الکَآبَهُ تَغلِبُ علَیهِ حَتّى تَمضِیَ عَشرَةُ أیّامٍ، فإذا کانَ یَومُ العاشِرِ کانَ ذلکَ الیَومُ یَومَ مُصیبَتِهِ وحُزنِهِ وبُکائهِ، و یَقولُ: هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ علیه‏السلام.»

از این جهت عزاداری بر اباعبدالله الحسین(ع) در ماه محرم یکی از سنت‌های جاویدان میان محبان اهل‌بیت وحی(ع) محسوب شد به گونه‌ای که هر ساله بر کیفیت و عظمت مجالس عزای امام حسین(ع) افزوده‌ می‌شود. علمای اسلام در کتب ادعیه خویش نیز توصیه‌هایی را درباره شب و روز اول ماه محرم برای بهره بیشتر از این ماه بیان داشته‌اند که در ادامه می‌خوانید. 

شب اول:
سیّد ابن طاووس در کتاب «اقبال» براى این شب، چند نماز ذکر فرموده: اوّل: صدر رکعت که در هر رکعت سوره هاى «حمد» و سوره «توحید» خوانده میشود.
دوّم: دو رکعت که در رکعت اول سوره هاى «حمد» و «انعام» ، و در رکعت دوم سوره هاى «حمد» و «یس» خوانده میشود.
سوم: دو رکعت که در هر رکعت سوره «حمد» و یازده سوره «توحید» خوانده مى شود.
از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله روایت شده: هرکه این دو رکعت نماز را در این شب بجا آورد، و فردایش را که اول سال است روزه بدارد، مانند کسى است که همه طول سال را همواره کار خیر کرده، و در آن سال محفوظ باشد، و اگر بمیرد به بهشت میرود.
سیّد ابن طاووس براى هلال این ماه دعاى مبسوطى ذکر کرده است.

روز اول: 
بدان که روز اوّل محرم، اول سال قمرى است، و در آن دو عمل وارد شده: اول: روزه گرفتن، در روایت ریّان بن شبیب از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:

هرکه در این روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او را مستجاب کند، چنان که دعاى زکرّیا را اجابت فرمود.

دوم: از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:

رسول خدا صلى اللّه علیه و آله روز اول محرم دو رکعت نماز بجا آورد، و چون فارغ میشد، دستها را به آسمان برمیداشت و این دعا را سه مرتبه میخواند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِیمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِیدَةٌ فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الاشْتِغَالَ بِمَا یُقَرِّبُنِی إِلَیْکَ یَا کَرِیمُ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا ذَخِیرَةَ مَنْ لا ذَخِیرَةَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا کَنْزَ مَنْ لا کَنْزَ لَهُ یَا حَسَنَ الْبَلاءِ یَا عَظِیمَ الرَّجَاءِ یَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ یَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى یَا مُنْجِیَ الْهَلْکَى یَا مُنْعِمُ یَا مُجْمِلُ یَا مُفْضِلُ یَا مُحْسِنُ،

خدایا تویى معبود ازلى، و این است سال نو، در این سال از تو درخواست میکنم حفظ شدنم را از شیطان، و قدرت و غلبه و بر نفس فرمانده به گناه، و مشغول بودن به آنچه که مرا به تو نزدیک میکند، ای صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى تکیه گاه کسیکه تکیه گاهى ندارد، اى اندوخته کسى که اندوخته کسى که اندوخته اى ندارد، اى پناهگاه کسی که پناهگاهی ندارد، اى فریادرس کسى که فریادرسى ندارد، اى پشتوانه کسى که پشتوانه‌اى ندارد، اى گنجینه کسى که گنجى ندارد، اى نیکو آزمایش، اى بزرگ امید، اى عزّت ناتوان، اى نجات ب خش غرق شدگان، اى رهاننده هلاک شدگان، اى نعمت دهنده، ای زیباکار، اى فزون بخش، اى نیکوکار،

أَنْتَ الَّذِی سَجَدَ لَکَ سَوَادُ اللَّیْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِیُّ الْمَاءِ وَ حَفِیفُ الشَّجَرِ یَا اللَّهُ لا شَرِیکَ لَکَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْرا مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لا یَعْلَمُونَ وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِمَا یَقُولُونَ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا یَذَّکَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبَابِ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

تویى که برایت سجده کرد، سیاهى شب، و روشنى روز، و تابش ماه، و شعاع خورشید، و خروش آب و صداى برگ درختان، اى خدا شرکى براى تو نیست.
خدایا ما را بهتر از آنچه گمان میکنند قرار ده، و از ما آنچه را نمیدانند بیامرز، و به آنچه از ما میگویند سرزنشمان مکن، خدا مرا بس است، معبودى جز او نیست، بر او تکیه کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است، به او ایمان آوردیم.
همه چیزها از جانب پروردگار ماست، و یادآور نشوند مگر صاحبان خرد، پروردگارا دلهاى ما را بعد از آنکه هدایتمان فرمودى منحرف مکن، و از نزد خود رحمتی به ما ببخش، همانا تو بخشنده اى.

شیخ طوسى گفته روزه دهه اول محرم مستحب است ولى روز عاشورا تا بعد از عصر از خوراکى و آشامیدنى خوددارى کند، آنگاه کمى تربت بخورد، و سیّد روایت کرده که روزه تمام این ماه فضیلت دارد، و روزه آن روز روزه دار را از هر گناهى حفظ می‌کند.

مطالعه 15دقیقه ای

کتاب های معرفی شده این ماه را هر روز در پانزده دقیقه مطالعه کنیم

نشست کتابخوان شهریور

نشست کتابخوان بمناسبت اعیاد قربان و غدیر در کتابخانه پیامبراعظم(ص)

روز عید سعید غدیر خم مبارک باد

روز عید سعید غدیر خم مبارک باد

معرفی کتاب غدیر

معرفی کتاب‌هایی با موضوع غدیر

- ولایت چیست؟

این ولایت، بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛ که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت. آنها که شکوه و وقار کوه و زیبایی دشت و عظمت کویر و دریا و جلوه طلوع و غروب، اسیرشان می کند و چشمشان را می گیرد و دلشان را به بند می کشد، چگونه می شود شکوه و عظمت آن روح بزرگتر از کوه، زیبایی و گستردگی آن قلب وسیع تر از هستی و عظمت و ناپیدایی آن سینه ناپیدا از کویر و عمیق تر از دریا و جلوه آن طلوع بی غروب، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نکند.
هر کس به هر مشربی و عقیده ای، می تواند دوستدار علی باشد.
در علی، علم و عشق،
تدبیر و شمشیر،
حریت و عبودیت، نجوای دل و آتش سخن،
زمزمه شب و فریاد روز،
قدرت و عزت و تواضع و ذلت، (3)
نرمش و آشنایی و خشونت و پایداری، در علی این همه هست و این همه بخاطر حق است و برای اوست و این است که همه او دوست داشتنی است و حتی دشمنش در دل شیفته اوست و مخالفش در پنهان شیدای او.
ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که فقط علی را دوست داشتن است.(4)
ولایت علی، علی را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است. و این ولایت، ادامه ولایت حق است و دنباله توحید، (5) آن هم توحیدی در سه بعد؛ در درون و در هستی و در جامعه؛ که توحید در درون انسان، هواها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛ هواهای دل و حرف های خلق و جلوه های دنیا را.
و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد
و رد هستی خدایان و بت ها را.
در این حد، موحد، جز خدا کسی را حاکم نمی گیرد. جز وظیفه چیزی او را حرکت نمی دهد. هیچ قدرت و ثروت و جلوه ای در روح او موجی نمی آورد و هیچ دستوری او را از جا نمی کند. جز دستور حق و امرالله، از هر زبانی که این دستور برخیزد و از هر راهی که این امر برسد.
و هنگامی که روحی به آزادی رسید و جز امر حق امری نداشت و جز خواست او خواهشی نداشت، این روح به ولایت می رسد و به سرپرستی می رسد و دستور او و حتی نگاه او در دل های موحد عاشق، حرکت می آفریند.
و این است که رسول به ولایت رسید و به اولویت رسید؛ که النبی اولی بالمؤمنین من انفسم. (6)
و این است که علی به ولایت می رسد؛ که: من کنت مولا فهذا علی مولاه. (7) این هم پس از آن جمله استفهامی و اقراری الست اولی بکم من انفسکم؟ و این است که پیشوایان دیگر به ولایت می رسند؛ که به عصمت و آزادی و آگاهی رسیده بودند. اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا . (8) و این معانی ولایت است.
ولایت یعنی تنها علی را حاکم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این و ولایت و سرپرستی است که معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره ای ندارند، که حاکم در درون آنها و محرک در وجود آنها امر علی و دستور علی نیست؛ که هواها و حرف ها و جلوه ها در آنها حکومت دارند.
معاویه گرچه علی را دوست دارد، ولی سلطنت را بیشتر از علی خواهان است و دوستدار آن است.
و احمد حنبل گرچه برای علی شعر می سراید اما حکومت دیگری را به عهده دارد.
و جرج جرداق گر چه از چه از علی می نویسد، اما برای علی نمی نویسد؛ که محرکی دیگر دارد و عاطفه ای فقط او را به چرخ انداخته است.
اما مالک؟
این مالک است که ولایت علی را به عهده دارد و این بار گران را به آسانی می کشد.
مالک چند سال برای نابودی معاویه رنج کشیده و کوشش کرده است. خویش و فامیل و قبیله اش را به خون کشیده، شب ها و روزها را بر روی لبه تیغ و سر نیزه ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این که لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حرکت وادار کرده و در بیرون از خیمه آماده فرار نموده، هان چیزی نمانده تا این بت بزرگ بشکند و این طاغوت سرکش بمیرد و یا فراری شود و مالک به هدف نهایی، به پیروزی محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگی معرفی شود و بر رقیب خودش. اشعث و بر قبیله رقیبش، کنده، پیروز شود.
درست در این هنگام، در این هنگام، علی او را می خواند، علی او را می طلبد. علی می گوید که برگرد.
و این از مرگ سخت تر و این از مرگ جانکاه تر است.
مخالفت یک هوی، مخالفت یک هوس، مخالفت با یک حرف و گذشتن از حرفهای خلق، مخالفت با یک جلوه از جلوه های دنیا ما را می شکند، ما را از پای در می آورد. ما از راه حق با یک حرف با یک فحش با یک پشیز باز می گردیم و اما مالک؟ و اما مالک؟
او از تمام هواهای چند ساله و تمام حرف های مردها و زن های عرب و از زمزمه خفیف زبان ها بر سر راه مردان فاتح و از نگاه های شیفته سرداران و پیروز و از تمام جلوه های دنیا، از این همه می گذرد و باز می گردد و به علی این سرپرست آگاه ملحق می شود. چرا؟ چون در درون مالک، دیگر هواها و غریزه ها حرف ها و زمزمه های زن های عرب جلوه های پررنگ و برق دنیا حاکم نیست، اینها کوچکتر از این هستند که در روح بزرگ مالک موجی و حرکتی ایجاد کنند.
این بادهای بی رمق بیچاره تر از این است که در این دریای بزرگ، طوفانی بپاکند: مالک از هواها از حرف ها از جلوه های دنیا بزرگتر است و عظمت او اسیر این حقارت ها نیست. او در سطح غریزه نیست. او انسانی است که در حد وظیفه زندگی می کند و زندگی و مرگ او با این معیار می خواند، او کوه است از طوفان نمی لرزد. او کاه نیست تا با نسیمی از دهنی زیر و رو شود.
او به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است. نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولی کنترل می شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوه ها. مالک این را یافته که علی این مرد آزاد از غیر حق و این انسان آگاه حق، بیش از مالک به مالک علاقه دارد و بیش از مالک از مصالح و منافع مالک آگاهی دارد و بیشتر از مالک به منافع او می اندیشد و بهتر به منافع او می اندیشد؛ پس دیگر جای درنگ نیست و جای سرکشی نیست؛ که سرکشی ها حماقت های زیان آوری بیش نیستند. جای تسلیم است و اطاعت و پیروی و تشیع و دنباله روی.

2 - زیربنای ولایت

و زیربنا و سر آن همه فداکاری و جانبازی شیعه در طول تاریخ همین شناخت و همین یافت برهانی و عینی است.
1 - او می داند که ولی بیش از او به او علاقه دارد.
2 - و بیش از او به منافع او آگاهی دارد، لذا امر او هرچه باشد می پذیرد و دستور او را هرچه باشد گردن می نهد و حتی به میان آتش می نشیند و به استقبال مرگ می رود. مگر نه این است که می میریم؟ پس بگذار مرگی را انتخاب کنیم که زندگی هایی را بارور کند و بهره هایی بیاورد. مگر نه این است که ما از کسی چیزی اطاعت می کنیم، پس بگذار اطاعت از آگاه دلسوز و مهربان باشد.
شناخت آگاهی و دلسوزی، اطاعت را، تسلیم را بدنبال می کشید و مالک می دانست که ولی بیش از خود او، را دوست دارد. علاقه من به خودم،
علاقه مالک به خودش، یک علاقه غریزی است و علاقه علی، علاقه ای از روی وظیفه است. مالک خودش را برای خودش می خواهد و علی مالک را برای خدا می خواهد. و تفاوت علاقه ها به همان اندازه است که انگیزه علاقه ها با هم تفاوت دارند.
و آنها می دانستند و مالک می دانست که ولی بیش از او به منافع او آگاهی دارد. آخر دید ما محدود است، خیلی که ببیند بیش از این گذرگاه هستی؛ این محدوده هفتاد ساله و این فرصت از زمان را نمی بیند؛ از قانون ها از عوامل حاکم بر تمام هستی آگاهی ندارد و چه بسا که آنچه در این محدوده و در این هفتاد ساله مفید باشد در مجموعه حیات ها و زندگانی های ما جز ضرر چیزی نداشته باشد.
ضرر یا نفع یک پدیده را به یک روز و دو روز آن را کشف نمی کنند. چه بسا یک دارو یک غذا یک سیگار که امروز در من شور و حال و خوشی هم بیاورد اما در مجموعه عمر من به ضرر و زیان بینجامد.
انسان پس از گسترش دانش هایش اگر چیزی را بدست بیاورد و چیزی را کشف کند، همانهایی است که تجربه اش کرده و با آن روبرو بوده است و چه بسیار عوالمی که هنوز به آن نرسیده ایم و تجربه اش نکرده ایم و چه بسیار مراحلی که هنوز از آن بی خبریم و غافلیم.
و بخاطر این محدودیت در دید و این وسعت در دیدگاه هستی است که انسان، به سوی خدا می شتابد و از او می پرسد و از او می پذیرد. او که به تمام هستی آگاه است؛ از تمام نفع ها و ضررها و از تمام اثرها؛ اثر یک غذا بر تمام سلول ها، آن هم نه در یک سال و دو سال هفتاد سال و در این محدوده هستی و در این عالم؛ و در این عالم؛ که در تمام طول راه، تا بینهایت. انسان هنگامی که تمام راه را رفت، آنگاه می یابد که اثر یک نگاه، اثر یک خیال، اثر یک تصمیم، بر تمام هستی و بر تمام عوالم تا چه اندازه بوده است و آنگاه می یابد که چقدر بر اثر بی توجهی و سرکشی ضرر کرده و زیان دیده است و آن روز بانگ بر می دارد و ناله می کند که: یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساحرین. (9)
اما امروز خیلی هم که دوربین به دست بگیرد و از وسایل علمیش کمک بستاند بیش از این محوطه، بیش این عالم را نمی بیند و نمی یابد و تجربه نمی کند. از این رو از آنچه از عوالم بعد می گذرد و از آنچه یک نگاه و یک لبخند و یک غذا و یک مشروب بدنبال می آورد نه در این محدوده بلکه در آن وسعت و در آن مرحله بیگانه است.
این پیداست که ناچار یا وحی آشنا می شود و از خدا مدد می گیرد. و خدا روح هایی را از پلیدی جدا کرده و به عصمت رسانده و او دل هایی را با نور (10) و با فرقان، (11) همراه نموده و او برای آنها از تمام هستی حکایت کرده و بر طبق قانون هایی گذاشته و دستورهایی داده و به آنها سپرده است. و مالک که این همه راه یافته، سرسپرده روح معصوم آگاه مهربان می شود و ولایت او را به عهده می گیرد. و این ولایت و سرسپردگی است که بر اساس این همه شناخت و برهان و منطق استوار است. و این ولایت است که ادامه توحید است و این ولایت است که همه فداکاری و از خود گذشتگی و تسلیم را به دنبال می آورد. و بر اساس این ولایت است که مالک طرز خوابیدن و بیدار شدن و خوردن و آشامیدن و رفتن و آمدن و نگاه کردن و نشستن و ایستادن و مسافرت کردن و معاشرت کردن و و و تمام رفتار و گفتار و پندار خود را از ولی می پرسد و از او می گیرد. و همان طور که من وقتی می یابم که فلان مکانیک آگاهی و دلسوزی دارد، تمام اجزاء ماشین را تحت اختیار او می گذارد و تمام مسایل را از او می پرسم و از او می گیرم.
آنها که ولایت را قبول کردند، آنهایی هستند ماشین پیچیده وجود آنها را امام و ولی بهتر از خود آنها رهبری می کند و در این را شلوغ هستی که اعمال و افکار انسان غوغایی بپا کرده، او بهتر انسان را به قصد می رساند و نجات می دهد.
و توضیح این ولایت و سرسپردگی در همین آگاهی نهفته است. وجود ما، جان ما، برای خداست و از اوست. هر کس که اینها را بهتر به کار بگیرد، در اینها حق تصرف دارد. و همین است که رسول خدا و پیشوایان اولویت دارند. به تصرف در هستی ما، سزاوارتر از ما هستند. و همین است که پدر بر فرزند و بر اموال فرزند ولایت دارد و حق تصرف دارد.
و در این هنگام و پس از آن همه توضیح می توانم بگویم که چرا ولایت بزرگترین نعمت هاست و بالاترین نعمت هاست و به تعبیر قرآن متمم نعمت هاست؛ (12) چون این مقام ولایت است که تمام نعمت ها را به کار می گیرد و به جریان می اندازد و این مقام ولایت است که تمام استعدادها را شکفته می کند و بارور می نماید، درست مثل اینکه من یک کارخانه بزرگ وسیع را دارا باشم اما از طرز بهره برداری از آن بی خبر باشم. این کارخانه که می تواند در روز، بی نهایت به من سود برساند، بر اثر نبود آگاهی و جهالت من، یک بار سنگین می شود که به مرور زمان مرا از پای در می آورد و خودش هم می پوسد و هدر می شود. یک مهندس آگاه و مهربان متمم این کارخانه وسیع و عظیم است. بدون او این همه نعمت، این همه استعداد، راکد می ماند و حتی به هدر می رود و ضایع می گردد. ولایت او و سرپرستی اوست که نعمت های نهفته و سودهای پیچیده در کارخانه را آشکار می کند و به جریان می اندازد. و این ولایت متمم آن همه سرمایه و آن همه نعمت است.
و این مقام ولایت است که از دل آن عرب های خون ریز تهیدست، از دل آن مردان محدود گرفتار، روح هایی را بیرون کشید که تمام هستی را در یک گام طی کردند و حتی به بهشت قناعت نورزیدند.
این مقام ولایت است که از ابوذر که برای هیچ زنده بود و برای هیچ می مرد، ابوذری بیرون کشید که برای حق زنده بود و برای او می مرد و حتی تنها می مرد.
و این مقام ولایت است که از بلال، بلالی که تا دیروز افتخارش به اربابش بود، بلالی آفرید که رویاروی اربابش می ایستاد و او را پست و حقیر و محدود می دید و به راهنماییش همت بسته بود و برای مبارزه اش آماده گشته بود.
و این مقام ولایت است که از سلمان، این کویر تشنه و این مسافر پایدار، دریایی ساخت، دریایی از عظمت و آگاهی و عشق.
و این مقام ولایت است که استعدادهای بشر را بیرون ریخت و خلق کریمه و استعدادهای خوب او را شکوفا کرد (13) و از بشر، انسان بیرون کشید و او را از ظلمات نفس، از ظلمت خلق دنیا، از هواها و حرفها و جلوه های پوچ، به سوی نور هستی هدایت کرد.(14) انسانی که دیگر در سطح غریزه و حرف ها و محدودها زندگی نمی کرد و با این معیارهای کم و کوتاه اندازه نمی گرفت.
و انسان یعنی، همین، یعنی در سطح وظیفه زندگی کردن، چون این حیوان است که تمام مسایلش با غرائزش حل و فصل می شود، حتی امنیت و رفاه و نظم و عدالت را با غریزه تامین می کند.
آن نظم و رفاه و عدالتی که در کندو حاکم است هنوز در جامعه انسانی در شکل های مختلف کمونیستی و سرمایه داریش، حکومت نکرده و نمی کند، مگر هنگامی که بشر از اسارت ها از ظلمات از هواها و حرف ها و جلوه ها آزاد شود و به عظمتی دست یابد که این حقارت ها را در خود نگیرند. و مگر هنگامی که بشر انسان شود.
و در این حد، عدالت که هیچ، حتی انفاق و ایثار هم، رخ می نماید و آشکار می شود.
و این است که، آنهایی که بیشتر از رفاه و بالاتر از عدالت و آزادی را می خواهند، باید به غدیر رو بیاورند و از این جام سیراب شوند.

3 - ضرورت ولایت

هر جامعه همانند یک اندام، به مغز، به قلب، به خون - ثار (15) - نیازمند است. مغزی که تمام راه را بیابد و قلبی که از عشق سرشار باشد و خونی که خون خدا باشد و پاک از هر گونه اعتیاد و خالی از هر گونه مرض و آزاد از هر گونه جرثومه فساد.
و انسان محتاج نمونه و رهبر و حجتی است که امین (16) باشد و به او خیانت نکند و نور (17) باشد و راه او را روشن کند.
انسان به روشنفکری و روشن دلی، به عشق و شناخت، به حجت، به نور، به امین، نیازمند است. و ولایت، عهده دار این نیازهای عمیق و عظیم انسان است، آن هم انسانی که می داند، نیازش بالاتر از رفاه و بالاتر از حریت و آزادی و بیشتر از عدالت است .
هنگامی که انسان خود را بیشتر از یک دهان نمی بیند که با یک مشت روده گره خورده و با آلت تناسلیش ختم می شود. این دهان دراز، دیگر نه دین می خواهد و نه امام و نه رهبری و ولایت؛ که غریزه برای این و بالاتر از اینها کافی است.
اما انسانی که می خواهد انسان باشد و جامعه ای انسانی تشکیل دهد، نه یک دامپروری بزرگ و یک کندوی عادل، این انسان ضرورت این شناخت و عشق و این مغز و قلب و خون و این حجت و نور و امام و امین را می یابد و به سوی او می شتابد و او را بر خویشتن مقدم می دارد؛ که او از او به او آگاه تر و مهربان تر و نزدیک تر است.

 

کتاب زیبا صدایم کن

زیبا صدایم کن

شناسنامه کتاب

نویسنده: 
فرهاد حسن زاده
پدیدآورندگان: 
نگارنده: 
شبنم عیوضی

زیبای کتاب «زیبا صدایم کن» دختر پانزده ساله‌ای است که در موسسه‌ای زیر نظر بهزیستی زندگی می‌کند. مادر معتادش ازدواج کرده و پدرش به سبب بیماری روانی در آسایشگاه بیماران روانی بستری است. زیبا در روز تولدش به پدر کمک می‌کند تا از آسایشگاه فرار کند. پدر موتور یکی از کارکنان آسایشگاه را می دزد تا با هم به گردش بروند و تولد زیبا را جشن بگیرند.

زیبا به زودی از همدستی با پدرش پشیمان می‌شود. پدر تعادل روانی ندارد هر لحظه به حالی درمی‌آید؛ گاهی خوب است و گاهی بد و گاهی دچار جنون و گاهی دچار توهم می‌شود. سرانجام زیبا با همکاری نیروی بیمارستان پدر را بیمارستان برمی‌گرداند و تولدش را با کسانی که در کنارشان امنیت دارد جشن می‌گیرد.

کتاب «زیبا صدایم کن» برگزیده‌ شورای کتاب کودک و هیجدهمین جشنواره کتاب کانون پرورش فکری در سال ۱۳۹۵ شده است و در فهرست كتاب‌های كلاغ سفید كتابخانه بین‌المللی مونیخ آلمان ۲۰۱۷ و فهرست افتخار دفتر بین المللی كتاب برای نسل جوان ۲۰۱۸ قرار گرفته است.
کتاب «زیبا صدایم کن» همچنین به سبب پرداختن به موضوع کودکان بدسرپرست نامزد شورای كتاب كودك برای فهرست كتاب برای كودكان با نیازهای ویژه دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان ۲۰۱۷ بود.

کتاب «زیبا صدایم کن» فرهاد حسن زاده به دو زبان انگلیسی و ترکی استانبولی ترجمه شده اسست.

درباره نویسنده داستان زیبا صدایم کن

فرهاد حسن زاده تاکنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته است به عنوان نامزد ایرانی جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ و همچنین جایزه آسترید لیندگرن برگزیده شده است. او تاکنون بیش از ۳۰ جایزه در ایران دریافت کرده‌ و تعدادی از کتاب‌هایش نیز به زبان‌های دیگر ترجمه شده است.
از دیگر آثار حسن زاده می‌توان به کتاب «هستی»، «این وبلاگ واگذار می‌شود»، «وقتش رسيده كمی پسته بشكنیم»، مجموعه «کوتی کوتی»، «قصه‌ی طوطی خانم و آقای بازرگان»، «عقرب‌های کشتی بمبک» نام برد.

 

نشست کتابخوان شهریور

کتابخوان شهریور
  غدير علی صفائی
حائری ليله القدر
جلسه كتابخوان، بيان نكات طلايی شخصيت امام علی )ع(
- برگزاری مراسم مشترك با نهاد های مذهبی در خصوص
سيره زندگانی امام علی)ع( با محوريت معرفی اين كتاب با
نهادهای مذهبی
2 زيبا صدايم كن فرهاد
حسن زاده
كانون پرورش
فكری كودكان
و نوجوانان
جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی
3 عمود 1400 علی اكبر
والايی احيا جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی
4 اسمش چيه؟
سروده
جمعی از
شاعران
افق جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی وقصه خوانی ويژه
قشر كودك و نوجوان
 
 
 

تازه های کتاب شهریور ماه

غدير علی صفائی
حائری ليله القدر
جلسه كتابخوان، بيان نكات طلايی شخصيت امام علی )ع(
- برگزاری مراسم مشترك با نهاد های مذهبی در خصوص
سيره زندگانی امام علی)ع( با محوريت معرفی اين كتاب با
نهادهای مذهبی
2 زيبا صدايم كن فرهاد
حسن زاده
كانون پرورش
فكری كودكان
و نوجوانان
جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی
3 عمود 1400 علی اكبر
والايی احيا جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی
4 اسمش چيه؟
سروده
جمعی از
شاعران
افق جلسه نشست كتابخوان، جمع خوانی وقصه خوانی ويژه
قشر كودك و نوجوان