سالروز شهادت آیت ا...مدرس و میرزاکوچک خان
{شهید مدرس فرزند سید اسماعیل در سال ۱۲۸۷ قمری در قریه «سرابه کچو» از توابع شهرستان اردستان دیده به جهان گشود و در سن شش سالگی به همراه خانواده اش به قمشه (شهرضا) مهاجرت کرد و تا سن چهارده سالگی تحت تعلیم جدش عالم جلیل القدر میر عبدالباقی تربیت شد و در سن شانزده سالگی، بنا به وصیت جدش جهت تحصیل به اصفهان، و پس از سیزده سال بهره مندی از محضر علما در سال ۱۳۱۱ ه ق عازم نجف اشرف گردید و مدت هفت سال از محضر بزرگانی چون آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی – قدس سرهما- ، استفاده برد و نفس گرم و کلام پر نفوذ آیت الله حاج میرزا حسن شیرازی در او تأثیر به سزایی داشته است. سپس در سال ۱۳۱۶ ه ق از نجف به اصفهان بازگشت و در مدرسه «جده کوچک» به تدریس فقه و اصول مشغول شد و در سال ۱۳۲۸ ه ق به عنوان یکی از روحانیون طراز اول، برای نظارت شرعیه بر امور مجلس شورای ملی از جانب علمای نجف برگزیده شد و به تهران آمد. او در پنج دوره مجلس، با شجاعت و شهامت ، وظیفه مرزبانی از [تا اینجا صفحه ۱۳۵ کتاب]مرزهای فکری و فرهنگی را از مسند نظارت و دیده بانی به خوبی ایفا کرد و سرانجام در غروب دهم آذر ۱۳۱۷ شمسی ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ قمری ، پس از تحمل حدود ده سال تبعید و زندان ، توسط مأموران رضاخان در «کاشمر» به شهادت رسید.
شهید آیت الله مدرس ، از چهره های شجاع ، نکته سنج ، صریح ، حاضر جواب ، بصیر و حکیم بود و به سبب همین برجستگی های این مرد بزرگ بود که فقها و علما، امر مهم مرزبانی و نظارت شرعیه بر امور قوه مقننه را به مرحوم مدرس واگذار کرده بودند. او آزادی و آگاهی خویش را مدیون ایمان سرشار و روحیه قانع خویش میداند و می فرماید:
«اگر من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده می کنم و هر حرف حقی را بی پروا می زنم برای آن است که چیزی ندارم و از کسی هم نمی خواهم. اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمایید آزاد می شوید… باید جان انسان از هرگونه قید و بندی آزاد باشد تا مراتب انسانیت و آزادگی خویش را حفظ نماید.»
گروهی از مسلمانان از آیت الله مدرس ، درباره ماهیت سردار جنگل، میرزا کوچک خان و مبارزه او استفتاء کردند و پرسیدند:
«آیا محاربه با جمعیتی که پنج سال است بنام «اتحاد اسلام» و «جنگلی ها» در حدود گیلان قیام کرده و عملاً خودشان را به تمام اهالی ایران معرفی نموده و جز حفاظت از نوامیس اسلامی و خواست استقلال مملکت و دفاع از دشمنان ایران و اسلام و قطع نفوذ و مداخلات ظالمانه و تعدیات جابرانه اجانب مقصد و مقصودی نداشته [تا اینجا صفحه ۱۳۶ کتاب] و ندارند و تنها جمعیتی که در تحت تأثیرات دیگران نبوده فقط به قوای مادی و معنوی ایرانی اتکا و احتکال داشته و حقیقتاً موجب افتخار و شرافت ایران و ایرانی است چه صورت دارد؟ آیا محاربه با این جمعیت در حکم محاربت و محاربه با امام زمان (عج) خواهد بود؟ حکمالله را بیان نمایید»
مرحوم آیت الله مدرس در پاسخ نوشتند:
«بسم الله الرحمن الرحیم – حقیر از آقای میرزاکوچک خان و از اشخاصی که صمیمانه و صادقانه، با ایشان هم آواز بودند، نیت سویی نسبت به دیانت و صلاح مملکت نفهمیدم، بلکه جلوگیری از دخالت خارجه و نفوذ سیاست آنها در گیلان، عملیاتی بوده بس مقدس ، که بر هر مسلمانی لازم. خداوند همه ایرانیان را توفیق دهد که نیت و عملیات آنها را تعقیب و تقلید نماید. پر واضح است که طرفیت و ضدیت و محاربه با همچه جمعیتی مساعدت با کفر و معاندت با اسلام است»«فی شهر جمادی الثانی ۱۳۳۸ سید حسن مدرس»(حکایتهایی از زبان سرخ روحانی شهید سید حسن مدرس، ص ۱۵)[تا اینجا صفحه ۱۳۷ کتاب]}.۱

سال تاسیس : بهمن ماه 1389